سکوتم از رضایت نیست
هفته پیش سری به آرشیو مطالبم زدم...وای سال قبل توی این زمان چه بدوبدو و اضطراب و بدبختی داشتم....وای چقدر مستاصل بودم...بهتون توصیه میکنم الان هم برید سراغ آرشیو شری نامه در پرشین بلاگ...
راستی از من به شما نصیحت سعی کنید زیاد دنبال شوهر باهوش و ذکاوت نگردید...ممکنه از نظر تحصیلات و فلان و بهمان مثلآ برای نی نی آینده خوب باشه که پدر ارجمندش فلان و بهمان اما برای شما مایه دردسره
آخه میدونید چی شد....من نامه کشف شد
اونم توسط شخص شخیص بابایی
من میخواستم توی فرصتی مناسب بهش بگم اما درست برعکس شد و اون در یک فرصت مناسب و طی عملیات انتحاری اعلام کرد که وبلاگ جدیدت هم مبارکه...نگفته بودی![]()
البته من شدیدآ تکذیب میکنم این نکته رو که شماها فکر کنید من از زمان اطلاع بابایی دچار سکوت نوشتاری شدم..نه اصلآ آخه همین پنجشنبه شب بنده به این مهم اشراف یافتم!
برای دوست قدیمی خودم که آرزو کرده بود این عکس اون بالا بزرگتر و واضح تر بود میخواستم بگم نمیخواد از کنجکاوی خودتون رو اذیت کنید...بابا من همونی هستم که توی عکس هستم...همین![]()
راستی شما میدونید چرا دیگه هیچکی منو دوست نداره و تعداد اندکی از دوستان میان اینجا برای خوندن وبلاگ من؟؟؟
کسی جرمی نکرده گر به ما اینروزها عشقی نمیورزه
بهایی داشت این دل پیشتر ها که دراین روزا نمی ارزه
خدایا به دوستانمان بگو ما را دوست تر دارند![]()

.