معما

 

میگم یه سوال

وقتی آقا دزده ۱۷۵.۰۰۰.۰۰۰ تومان پول بی زبون رو میبره

بعد از چند روز ۱۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومانش رو پس میفرسته

یعنی چی ؟؟

پ.ن.۱ این داستان واقعی است

پ.ن.۲ آقا دزده جدی جدی لر تشریف دارن

چه زیبا

 

دکتر علی شریعتی :

در عجبم

از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم

زندگی میکنند وبر حسین و زهرایی میگریند

که آزاد زیستند

واین من و شما

اول از همه

مرسی از اون دوستی که بعد از کلی غر غر کردن بابت غر غر های من اعلام وجود کرده برای شنیدن غرولند های من.

دوم از مهرنوش جونم که تازه وبلاگ منو میخونه ممنون

از آناهیتا هم ممنون...اصلآ معلومه تو کجایی؟؟؟

مهرآیین بانو....شما هم که همیشه گوش میدی و غر هم نمیزنی دوستم از تو هم ممنون

واما

چی بگم....

اونقدر دچار یاس فلسفی هستم

که گفتن نداره

داغونم

یک جفت گوش مصنوعی مورد نیاز است

 

این که میگن طرف اومد ابروهاش رو درست کنه زد چشمش رو هم کور کرد

شده حکایت اینروزهای من

اونقدر دلم گرفته و غم دارم که حد و حساب نداره

چی میشه...هان چی میشه....تو از خر شیطون پیاده شی

خدایا با ما به از این باش که با خلق جهانی

شکایت دارم....کجا برم؟؟؟

اینجا مینویسم این دامون میاد غر غر میکنه . به تو میگم اصلآ به حرفم گوش نمیدی....کجا دو تا گوش مصنوعی میفروشن که من برم یک جفتش رو برا خودم بخرم

اونوقت اینقدر براش غر غر میکنم و ناله که دیگه هیچی توی دلم باقی نمونه

شری از گردن درد مینالد!!!

لعنت به این شانس

گرفتگی شدید گردن

و یک پیر دختر از خود راضی

نذاشتن از سفر بطور کلی لذت ببرم

هر چند فرصت مغتنمی بود ....

من یکی دو هفته رفته بودم به سرزمین رویا هام

جاتون خالی

 

پ.ن. شادی جان ایالات متحده شما ما رو راه نمیده که بیایمممممم