استمداد
بخاطر رضای خدا یکی به من بگه برای تولد یک آقای ناز نازی مهربون که آقای همسر و بابایی نازنین باشه من چی میتونم کادو بگیرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بخاطر رضای خدا یکی به من بگه برای تولد یک آقای ناز نازی مهربون که آقای همسر و بابایی نازنین باشه من چی میتونم کادو بگیرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیروز برای خودش روز جالبی بود.... ۰۷.۰۷.۰۷.....
توی شرکت از ساعت ۸ صبح برقها رفت و در نهایت جناب رئیس ما را در ساعت ۲ بعد از ظهر تعطیل اعلام کرد ( خدا الهی کچلش کنه...هممون گرما زده شدیم)
جالبتر اینکه سر ظهر هفت نفر بودیم که در این روز پر از هفت رفتیم ناهار بیرون و خودمان را خجالت دادیم
من دیروز یک جایی هم رفتم که یک برنامه ای را شروع کنم که انشاالله از سه شنبه آغاز خواهم کرد و اگر خدا بخواد خیلی برام خوب و خوشاینده....برام دعا کنید....تا بهتون بگم موضوع از چه قراره![]()
دلم میخواد برم یه جای دور و چند روزی با بابایی گم و گور بشم ....اصلآ هم مهم نیست که ساحل باشه یا دریا یا کویر یا جنگل....فقط من از محیط اطرافم بی خبر باشم و بتونم نفس بکشم و به هیچ چیز و هیچ کس فکر نکنم....الهیمسافرتراجورکنخدااااا![]()
اینروزها اونقدر هوا گرم شده که من وقتی میرسم خونه اصلآ دلم نمیخواد دوباره برگردم بیرون....یعنی میخوای بگی من تا کی اینقدر تنبل باقی میمونم؟؟؟![]()
من عاشق تنوع میوه ای تابستون ام .... وقتی میخوام برای خودم میوه بشویم....مثل بچه کوچولو ها که هل میزنن....دو تا آلو بر میدارم...بعد دوتا هلو...وای یک مشت گیلاس و یک مشت هم آلبالو....یادم میفته زردآلو هم داریم...دوتا دونه زردآلو هم برمیدارم و یک خوشه انگور و چند تا گوجه سبز و افسوس میخورم که چرا انجیر هم نداریم!!!! میوه ها رو توی طرف میگذارم و میام سراغ تلویزیون....اینروزها خیلی زود میرسم خونه....شبکه ۲ ساعت حدودای ۴ یا ۴:۰۵ دقیقه پزشک دهکده نشون میده...کولر رو زیاد میکنم و میشینم پای تلویزیون....اصلآ حواسم به موضوع نیست....یکجور خاصی این سریال رو دوست دارم....تند تند میوه ها رو میگذارم توی دهنم...یک...دو...قورتش میدم و از اینهمه نعمت تابستون تشکر میکنم....گاهی پنجره رو باز میکنم....صدای گنجشکها...فارغ از هر تنشی بدنبال هم پر میکشن...صدای جیک جیکشون گوشم رو نوازش میده...گاهی صدای زاغکی از دور میاد....صداش از دور جالبه اما از خودش خیلی میترسم!!!! وقتی غروب میشه و هوا کم کم تاریک میشه...صدای جیک جیک گنجشکان جای خودش رو به صدای جیغ و داد کودکان کوچه ما میده....صدای گنگ رادیو از آشپزخانه همسایه و صدای دریل از منزل کناردستیمان که در حال نازک کاریست....هر روز وقتی خورشید غروب میکند دلم میگیرد.....دلم میخواد صدای گنجشکان در گوشم باشد و آرامشش خانه کوچکمان را نوازش کند...چقدر به آرامش نیاز داشتم و آنرا در بیرون از خودم جستجو میکردم....اکنون آرامش خود را در درون خودم یافته ام....آرامشم را در خانه کوچکمان یافته ام...این گنجشکان فرستادگان خدایند.....من میدانم اوست که آنها را بسوی من روانه کرده...بر شاخه های درختان پشت پنجره....تا به من درس شادمانی دهند....خدایا از تو ممنونم
برای اینکه توی تابستون خدای نکرده بدون شربت و بدون یخ نمونم....یک گالن شربت آلبالو و چندین قوطی شربت پرتقال خریدم و از اونحایی که یخچال فریزر بنده محفظه مخصوص نگهداری یخ نداره ( مثل مال سامسونگ وال جی) یک عدد ظرف بزرگ در دار گرفتم و یخ میذارم میبنده و میریزم توش و با یخ های خودم کیف میکنم ( بیکاری به این میگن ها....یخ ها که میبنده من کیف میکنم!!) خلاصه در همین راستا یه شب دیدم بابایی از خرید هفتگی که برگشت دو تا شیشه مشکوک هم خریداری کرده....پرسیدم ازش دیدم که یک شیشه آب زرشک و یک شیشه آب آلبالو خریده و کلی هم ذوق زده شده....برنامه هر شب ما ردیف شد....هر شب بابایی یک ماگ از این بزرگهای آبجو خوری رو پر از یخ میکنه و نصف آب زرشک و نصف آب آلبالو میریزه توش و نوش جان میکنه و هر از گاهی برای من هم یک لیوان کوچیک تر تهیه میبینه.....دیشب هم از این قاعده مستثنی نبود و بابایی دیشب هم یک لیوان بزرگ مخلوط آب زرشک و آلبالو خورد و منم رفتم یک لیوان کوچیکتر نوشیدم و بعد از اتمام کارهام رفتم سر جای خودم و خوابیدم....نزدیکهای ۱۲ که بابایی اومد بخوابه تا دید من توی رختخواب غلط زدم حدس زد بیدار ام و یهو انگار میخواد یه راز مگو بهم بگه ....گفت شری...بیداری...گفتم بعله....با یک حال ناراحتی گفت تلویزیون گفته از این آب زرشک و آلبالو ها نخرید بهداشتی نیست!!! دیگه نباید از اینها بنوشیم!!! منو میگی....انگار همه میکروبهایی که تو این چند روزه از طریق آب زرشک و آلبالو رفته بود توی تنم اومد جلو چشمم رژه رفت و من حالم کلی بد شد....اونقدر حس بدی داشتم که تا صبح گلاب به روتون ۱۰ بار رفتم.....میخوام بگم چقدر من نسبت به چیزی که ازش اطلاع پیدا میکنم عکس العمل های عجیب غریب بخرج میدم هااااااااااا![]()