سلام بر حسین آزاد مرد تاریخ
صاحب این بلاگ از بلاگفا خداحافظی کرده
به جایی میرود که آزادانه بیاندیشد و بنویسد
وبلاگ جدید به دوستان وعرفی خواهد شد http://unaccustomedsherry.wordpress.com
خدانگهدار
صاحب این بلاگ از بلاگفا خداحافظی کرده
به جایی میرود که آزادانه بیاندیشد و بنویسد
وبلاگ جدید به دوستان وعرفی خواهد شد http://unaccustomedsherry.wordpress.com
خدانگهدار
پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
بر آنم که زندگی کنم
بر آنم که عشق بورزم
بر آنم که باشم
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانی که نیازمند منند
کسانی که نیازمند ایشانم
کسانی که ستایش انگیزند
تا دریابم
شگفتی کنم
بازشناسم
که ام
که می توانم باشم
که می خواهم باشم
تا روز ها بی ثمر نماند
ساعت ها جان یابد
لحظه ها گران بار شود
هنگامی که می خندم
هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم
در سفرم به سوی تو به سوی خود به سوی خدا
که راهیست ناشناخته پر خار ناهموار
راهی که باری در آن گام می گذارم
که قدم نهاده ام و سر بازگشت ندارم
بی آنکه دیده باشم شکوفایی گلها را
بی آنکه شنیده باشم خروش رودها را
بی آنکه به شگفت در آیم از زیبایی حیات
اکنون مرگ می تواند فراز آید
اکنون می توانم به راه افتم
اکنون می توانم بگویم که زندگی کرده ام
پ.ن. امروز توی ایمیل این متن رو دیدم بنظرم جالب اومد
پ.ن. فخری جونم آنلاین میشم که ببینمت به زودی
|
چو آفتاب می از مشرق پياله برآيد
|
ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآيد | |
|
نسيم در سر گل بشکند کلاله سنبل
|
چو از ميان چمن بوی آن کلاله برآيد | |
|
حکايت شب هجران نه آن حکايت حاليست
|
که شمهای ز بيانش به صد رساله برآيد | |
|
ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت
|
که بی ملالت صد غصه يک نواله برآيد | |
|
به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود
|
خيال باشد کاين کار بی حواله برآيد | |
|
گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان
|
بلا بگردد و کام هزارساله برآيد | |
|
نسيم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ
|
ز خاک کالبدش صد هزار لاله برآيد |
یا حسین
خوشا به حال آنان که دستاویزی چون اسلام دارند برای بقا !
هنوز یکماه نشده ... یه روز داشتیم صحبت میکردیم ...سمیکو بهم گفت تا حالا تصویر روی جلد یکی از کتابهای دکتر ع. ش.ر.ی.ع.ت.ی رو دیدم ؟؟؟ هنوز هم وقتی داشت نشونم میداد بغض راه گلوش رو بسته بود . تصویر روی جلد نمایانگر طواف خانه کعبه بود ... همه در یک راستا بدور حرمش میگشتند و فقط یکی بود که برعکس...از حلقه بیرون زده بود و دریا دل به سوی معشوق ...
امروز اما متاسفم که ت.ش.ی.ع از ح.س.ی.ن فقط مداحی شو انتخاب کردن و کورکورانه ح.س.ی.ن ح.س.ی.ن میگویند....بدون شناختن اون شخصیت والا . ایشان فقط برای رسیدن به اهداف پوچ دنیوی برای او اشک میریزند و ارادت خویش را با میزان اشک میسنجند !!! حال آنکه جامعه امروز نیازمند ح.س.ی.ن شناسانی است که تن به ذلت نداده و به بهای خون خویش به دین دروغین یزید لبیک نگفتند.
امروز شنیدم که مداحی در وضف او میگفت من بدنبال تو ام قلاده ام را بگیر ای والا و آن یکی میگفت من دیوانه ام ببینید چگونه زنجیر میدرم ..... غافل از اینکه ح.س.ی.ن انسان میپروراند و نه حیوان!
ننگ بر یزید و یزیدیان
پ.ن. امروز از خونه تا شرکت آقای راننده یک عدد سی دی گذاشته بود و انواع اقسام مداحی ها رو به خوردمون داد که صبح اول صبحی به حالت تهوع افتادیم از بس صدای پخش ماشین بلند بود!
دیگه تصویری از آینده این جنگل نمیشه نرسیم کرد
جنگلی با حصار های بلند که حتی هواش هم پر پارازیته
وقتی بالای ۲۰۰ راس گاو پارلمانی نتونن عملکرد روباه مکار رو که تمام جنگل رو به هم ریخته تحلیل کنن
با اینهمه خر و الاغ و کبک و کفتار که برای روباه دم تکون میدن و به مردارخواری عادت کردن
چی میخواد به سر بره کوچولوها بیاد فقط خدا میدونه
اگه نخوان قانون جنگل رو زیر پا بذارن که با فطرت و وجدانشون درگیر میشن
و وای به روزی که به قانون جنگل تن بدن
بعضیا
اونقدر دروغ گفتن و دروغ گفتن
که حتی اگه راست هم بگن
دیگه باور نمیکنم ![]()